ما همه غریبه ایم
هیچ سایه ای کنار دیگری قرار نمیگیرد،
من خودم دیدم زمین وارونه شد.
باور کن آن شانه ای که به تنت میخورد سنگیست،
بارها گنجشک ها را کشته است
کوچک هارا
سنگ ها به هم میخوردند و آدمها به صدا در می آمدند
من دیدم
دیدم سنگ ها ترک برمیدارند
مردی هم که خرمالو میفروخت، در دستانش سنگ کاشته بود.
من فرار کردم
و
روی سنگ فرشها تصویر خودم را بالا آوردم و
امشب رقص لرزان پاهایم از تلویزیون پخش خواهد شد..
ما همه غریبه ایم
هیچ سایه ای کنار دیگری قرار نمیگیرد،
من خودم دیدم زمین وارونه شد.
باور کن آن شانه ای که به تنت میخورد سنگیست،
بارها گنجشک ها را کشته است
کوچک هارا
سنگ ها به هم میخوردند و آدمها به صدا در می آمدند
من دیدم
دیدم سنگ ها ترک برمیدارند
مردی هم که خرمالو میفروخت، در دستانش سنگ کاشته بود.
من فرار کردم
و
روی سنگ فرشها تصویر خودم را بالا آوردم و
امشب رقص لرزان پاهایم از تلویزیون پخش خواهد شد..
ما همه غریبه ایم
+ نوشته شده در سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷ ساعت 19:47 توسط جیمبابوه
|
پاشو از خواب و ببین