انقد دوسش دارم ک فقط از خودم‌ میپرسم چی میخاد جدامون کنه.. چی دلش میاد کی ...

اگه ادم باشم تا ۱۲ظهر نقاشیارو رنگ میکنم و تموم میشه

بعدش نهار و استراحت و زبان

صب شده و من چشام بازه

چ چیزی تلخ تر از این؟

تو این شرایط کیری هیچوقت یادم نمیره چجوری کیر کردی تو لحظه هام

بدرک

لحظه ب لحظه ی این گریه ها یادم میمونه

من و یادت میره

من و یادت میره

ی روز

ی شب

من و یادت میره

ی روز میگیرنت ازم و همه ی ارزوهام دود میشه میره هوا

نمیدونی چقد ارزو کردم چشام وا نشه..

اخرش خسته شدم گوشیو انداختم ته کیفمو گفتم ب درک

وقتای استراحتمم دارم ب کارایی ک باید بکنم فک کنم